website logo 1 website logo 2

مقالات

جنگ نفتکش ها و اهمیت استراتژیک تنگه هرمز

     دولت عراق در 17 سپتامبر1980م(31 شهریور1359) عهدنامه مرزی و حسن همجواری 1975 الجزایر را بطور یکجانبه لغو و تجاوز به خاک ایران را آغاز نمود. جنگ تحمیلی عراق بر علیه جمهوری اسلامی ایران و عراق پر از فراز و نشیب هایی بوده است. این طولانی­ترین جنگ در خاورمیانه که دارای ابعادی با تأثیر منطقه­ای و بین­المللی داشته می­باشد، در حالی که در یکی از حساس­ترین مناطق اقتصادی جهان ادامه داشت، منبع بحرانی و تنشی فراگیر بوده است که بدلیل ماهیت ضربانی آن، کمتر مورد توجه بین­المللی قرار گرفته است. سلسله­ عملیات­های نظامی دریایی در طول جنگ تحمیلی بین عراق و ایران را جنگ نفتکش­ها می­نامند. یکسال پس از شروع جنگ در سال1360 شمسی(1980م) شروع گردید و تا انتهای جنگ در سال 1368(1988م) ادامه پیدا کرد که تأثیرات زیادی در اقتصاد کشورهای منطقه خلیج فارس به ویژه کشورهای درگیر مستقیم جنگ گذاشت. بر همین اساس محقق بدنبال یافتن تأثیرات اقتصادی این جنگ و علت­های اصلی و عمده­ی جنگ نفتکش­ها را در قالب چند هدف  مورد بررسی قرار داده و سپس به مطالعه­ی تأثیر نفت بر اقتصاد کشورهای ذکر شده پرداخته است تا از این منظر، اقتصاد این دو کشور را در طول جنگ نفتکش­ها مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. همچنین در این مقاله ابتدا به بررسی اجمالی روند جنگ خلیج فارس و بررسی کلی"وضعیت میان ایران و عراق" پرداخته و همچنین در بخش بعدی نیز بر اساس گزارشی که تهیه شده است، اطلاعات و آماری پیرامون جنگ تحمیلی، تولید و صدور نفت از منطقه بحرانی خلیج فارس و تنگه هرمز ارائه خواهد داد. برای رسیدن به همچنین اهدافی باید به پاسخ سوال های زیر دست یافت:

1) چه هدف­هایی کشورهای شروع کننده­ی این جنگ دنبال می­کردند و آیا به این اهداف رسیده­اند؟

2) کشورهای حوزه­ی خلیج فارس در حال حاضر آیا اقتصاد آنها همچنان متأثر از این جنگ می­باشد؟

روش تحقیق در این مقاله توصیفی و روش گردآوری اسنادی و مطالعه­ای است. در انتها به تجزیه و تحلیل اجمالی در قالب جداول اقتصادی پرداخته و نتیجه­گیری شده که در طول جنگ و مخصوصاً در سال های 1364شمسی(1985م) تا پایان جنگ تحمیلی که نقطه­ی اوج آن است، قیمت نفت و صادرات این طلای سیاه به شدت کاهش پیدا کرده که منجر به کاهش درآمد ارزی وارد شده به دو کشور درگیر شده است، لذا کم شدن صادرات نفت برای این دو کشور درگیر نبرد و همچنین برای دیگر کشورهای این حوزه که همگی تک محصولی هستند، رکود اقتصادی زیادی را بدنبال داشته است. و تأثیر خیلی زیاد این جنگ بر اقتصاد ایران که یکی از اهداف عراق همان کاهش قیمت نفت، و ضربه اقتصادی به ایران بود.

 

 

مقدمه

     کلمانسو مرد سیاسی معروف فرانسه صریحاً گفته است : ارزش یک قطره نفت مساوی با ارزش یک قطره خون انسان است.1 لردکرزن سیاستمدار مشهور انگلیسی می­گوید: متفقین به پیروزی نائل نگردیدند مگر به واسطه وجود نفت2. بطور معمول در تمام حکومت­های موجود در جهان عامل قدرت­یابی کشورها را بر اساس مؤلفه­های ژئوپلیتیکی آن قرار می­دهند و سیاست های منطقه­ای و جهانی خود از این مؤلفه ژئوپلیتیکی به شدت متأثر می­باشند. از جمله این مؤلفه­های ژئوپلیتیکی مسیرهای دریایی می­باشند، که در ساختار ژئوپلیتیکی کشورها از عوامل قدرت­یابی بسیار مهمی محسوب می­گردند.

     همواره دریا و تجارت جهانی به عنوان اصلی­ترین و کلیدی­ترین راه ارتباطی در عرصه تجارت مد نظر بوده است و امروزه در واقیعت، واحدهای سیاسی در زمینه تجارت و اقتصاد، بیش از هر زمان به دریا و ارتباطات دریایی وابسته شده­اند(خانیها و قورچی،1388: ص230). در این راستا حجم مبادلات تجاری دریایی در جهان از سال 1970م تا 2000 به دوبرابر افزایش پیدا کرده است(Donna,2000:39) و در حال حاضر سهم حمل و نقل دریایی در جابجایی کالا حدود 90./. کالاهای حمل شده در تجارت بین­المللی می­باشد(www.kavehlogistic.com/news details-107- fa.html). از طرف دیگر می­بایست در نظر گرفت که شبکه­ی راه­های دریایی در بسیاری از موارد از تنگه­ها و معابری عبور می- کنند، به دلیل موقعیت جغرافیایی و قابلیت­ها که دارند از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده­اند و ادامه جریان تجارت به صلح و آرامش در این مناطق بستگی دارد. که امروزه در تجارت جهانی و در جغرافیای سیاسی جهان نقش بسیار برجسته­ای دارند(نامی،1389: ص17) که در صورت بسته شدن این تنگه­ها هزینه­های حمل کالا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمی­باشد(خانیها و قورچی،1388: 230). بنابراین با گسترش روز به روز تجارت دریایی، تنگه­های مهم بین­المللی جهان نقشی حیاتی در حمل و نقل دریایی ایفا می­کنند( نامی،1389: 4).

     کشور جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ویژگی­ها و امتیازات ژئوپلیتیکی آن، در سیاست بین­المللی از جایگاه و موقعیت ویژه­ای برخوردار است. دارا بودن سه ویژگی و امتیاز موقعیتی، کافی است که ایران را در زمره­ی کشورهای مهم و تأثیرگذار بر معادلات جهانی و منطقه­ای قرار دهد. پیوستگی موقعیت سرزمینی ایران به موقعیت بری اوراسیا که راهبرد اساسی استراتژیک معروف(مکیندر) بود. ایران را در مرکز توجهات جهانی در دوران پس از جنگ جهانی دوم قرار داد. دومین ویژگی منحصر به فرد ایران، دارا بودن سواحل خلیج فارس و دریای عمان است که ایران را به آب- های آزاد متصل می­کند و به تعبیر اسپایکمن، ژئوپلستین معروف، ایران از موقعیت دریایی نیز برخوردار است. که ایران را نسبت به کشورهای دیگر همسایه حوزه­ی خلیج فارس متمایز کرده است. سومین ویژگی، در اختیار داشتن تنگه استراتژیک هرمز و برخورداری از موقعیت گذرگاهی است که این کشور را مسلط به بهترین گلوگاه اقتصادی و انرژی جهان گردانیده است. از این رو ایران با در اختیار داشتن تنگه هرمز از ارزش استراتژیکی بالاتری برخوردار می­باشد که می­تواند از آن بعنوان اهرم فشار یا در جهت خنثی سازی فشارهای خارجی استفاده نماید. به این لحاظ بررسی تنگه هرمز 

و نقش ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در اقتصاد جهان، بیش از پیش اهمیت بین­المللی یافته است. در سال 1859 میلادی که حفاری و استخراج نفت توسط آمریکا، جهان با مفهوم جدیدی از انرژی آشنا شد که سرنوشت کشورها را تعیین می­کرد لذا صنعتی شدن در قرن 19 میلادی به نفت گره خورده است. کشف نفت در ایران در سال 1904م. به عنوان اولین کشوری که به نفت در خلیج فارس دست یافته، توجه دولت­های غربی را به این منطقه جلب کرد. از آن زمان بود که واژه­ی"امنیت ذخایر نفتی خلیج فارس" وارد فرهنگ لغات امنیت غرب شد و کشمکش بین انگلیس و آلمان از یک طرف و انگلیس و آمریکا از طرف دیگر منشأ شروع جنگ جهانی اول گردید. آمریکا سیاست مدافعه از اصل"درباز" را در پیش گرفت، این اصل مبتنی بر این بود که تمام کشورها در رابطه با بهره­برداری از منابع ثروت دارای حقوق مساوی هستند و امتیازات اقتصادی نباید بصورت انحصاری در بیایند، شرکت­های انگلیسی در خاورمیانه از سال 1925م تا شروع جنگ جهانی دوم پیشتاز بودند و سهم امریکا بسیار کم بود. جنگ جهانی دوم و ایجاد"منشور آتلانتیک" نظم جدید جهان را به سود امریکا سوق داد. دو سال پس از جنگ امریکا به استناد این منشور وارد بحرین شد. در همین زمان بود که در بعضی از کشورهای منطقه از جمله ایران نهضت­های ملی شکل گرفت که منجر به تشکیل سازمان نفتی "اوپک" گردید. ولی هنوز سهم عمده­ی نفت از کشورهای پیشرفته سرمایه­داری بود، امری که باعث شد اعضای اوپک از سال 1970م تا 1973م قیمت نفت را معادل 45%  افزایش دهند، جهان با رشد تورم و پس از آن بحران انرژی روبرو شد، امری که نگاه­ها را بیش از پیش به طرف خلیج­فارس سوق می­داد( نوده فراهانی،1383، ص 170-180).

     با انقلاب ایران و سقوط شاه، آمریکا به عنوان یک قدرت مهم حاضر در منطقه احساس خطر کرده و بدنبال جایگزین نمودن کشوری دیگر برای ژاندارمی منطقه بوده و با توجه به چشم­داشت همیشگی عراق به مرزهای ایران و بدلیل نداشتن دسترسی آن کشور به آبهای خلیج فارس و همچنین ترس از صدور انقلاب به عراق، صدام را انتخاب می­کند. رژیم بعثی از همان آغاز به نبرد دریایی روی آورد و با دست زدن به حملات گسترده­ی دریایی توسط ناوچه­های موشک­انداز "اوزا" سعی در ناامن کردن منطقه داشت، البته با عکس­العمل به موقع نیروی دریایی ایران مواجه شده که تعدادی از ناوچه­های اهدایی روسیه غرق می­شوند. با این حساب نبرد ایران و عراق به دریا کشیده شده و این به معنی شروع جنگ نفتکش­ها، رنگ گرفتن جنگ نفت و تحولات اقتصادی در منطقه می­باشد.    

برای نمایش ادامه مقاله کلیک کنید

logo 2